آموزش فن ترجمه

در این دوره دانشجویان عزیز مفاهیم و اصول اولیه در ترجمه نظیر ترجمه لغات، ترجمه اصطلاحات، جملات ساده مانند جملات دو قسمتی، امری، و در ادامه جملات سه قسمتی، چهار قسمتی، جملات استفهامی با کلمات استفهامی و همچنین جملات استفهامی با ادوات استفهامی مرکب و استفهامی با فعل و در پایان جملات ساده‌ای که در ترجمه تغییر می‌کنند را فرا می‌گیرند. این دروس پایه و اساس فن ترجمه می‌باشند و با مطالعه دقیق درس‌ها و با حل تمارین ارائه شده در هر درس می‌توان آشنایی نسبی به اصول اولیه ترجمه دست پیدا نمود که قدم اول در فن ترجمه و یادگیری بهتر دوره‌های بعدی می‌باشد.

در این دوره علاوه بر آموزش های کلاسی تمرین های بیشتری جهت یادگیری به زبان آموزان داده خواهد شد.علاوه بر متون کلاسی ،تمرین های بیشتری با توجه به رشته تخصصی زبان آموز داده خواهد شد .

مقدمه

در دنیای کنونی ارتباطات به صورت شایسته و منطقی پیش می‌رود. شک نیست که عامل بنیادی این پیشرفت انتشار اندیشه‌ها و انتقال تجربه‌های علمی و فرهنگی است که از طریق “ترجمه” حاصل می‌گردد. از اینروست که سال به سال بر انبوه نوشته‌های ترجمه شده بین زبان های گوناگون و به همین نسبت به شماره دانشجویان رشته ترجمه در سراسر جهان افزوده می‌شود.

منظور از تالیف این مطالب تنها مساعدت به دانشجو برای توفیق در کار کلاسی و امتحان نیست بلکه کسانی که مایلند درکار ترجمه و مترجمی زبان انگلیسی مهارتی کسب کنند می‌توانند از مطالب این دوره به عنوان پایه و مبنای فعالیت خود استفاده کنند.

در تنظیم این دوره مطالب به نحوی طبقه‌بندی شده و به مراحل تدریجی تقسیم گشته و در هر مرحله مثالهای کافی و تمارین فراوان ارائه شده است که امید است کار دانشجو را در تمرین ترجمه سهل نموده و امکان پیشرفت سریعتری را برای او به وجود آورد ولی این نکته به عنوان توصیه ذکر می‌شود که گذشتن از یک مرحله به مرحله دیگر مستلزم تسلط کافی به مرحله قبل است.

آمادگي براي ترجمه

فن ترجمه احتياج به سه چيز دارد:

1- تسلط به زبان مادري
2- تسلط به زبان خارجي
3- مجزا ساختن هر دو زبان از يكديگر از لحاظ اختلافاتي كه بين آنها در مورد قواعد دستوري، لغات و اصطلاحات، ساختمان و حالات و خصوصيات هر كدام از آنها وجود دارد و استفاده از اين خصوصيات براي اينكه ترجمه روان و سليس باشد و در عين حال اصل امانت حفظ شود.

1- تسلط به زبان مادري
منظور از اين تسلط توجه به جنبه هاي مختلفه زبان مادري است. زبان صحبت با زبان نوشتن فرق دارد. صحبت دوستانه و خودماني از بسياري جهات با صحبت رسمي يا مناظره يا سخنراني متفاوت است. زبان عاميانه جنبه‌هاي مخصوص به خود دارد. لهجه هاي محلي نه تنها از لحاظ تلفظ و تجويد و آهنگ واجد مشخصاتي معين است بلكه لغات و جمله بندي و محل كلمات در جمله وضع معيني به خود مي‌گيرد. نوشته هاي قديمي با يبك تازه چه به صورت منظوم و چه منثور تفاوت فاحش دارد و تشخيص سبك هاي مختلف بدون آگاهي از فنون ادبي و صنايع بديعه ميسر نمي‌شود و ارزيابي جنبه هاي زباني بيان با نوشته يك شخص بدون توجه به دستور زبان و جمله بندي این اشكال مختلفه يك جمله و ارزش و مفهوم مشخص كلمات ممكن نيست. يك نامه دوستانه وجه مشرك زيادي با مكاتبه رسمي يا تجارتي ندارد. مقاله يك روزنامه فرق زيادي با انشاء كلاسي يا رساله دانشگاهي يا كتابي كه براي طبقه معيني نوشته شده پيدا مي‌كند.

تكلم به يك زبان تنها بر اساس تولد در يك كشور يا در نتيجه تماس روزانه با مردم و رفع احتياجات عادي زندگي به كسي تسلط و مهارت كافي در زبان مادري نمي‌بخشد كه ادعا كند آن را خوب مي‌داند چون كسب چنين مهارتي مستلزم مطالعه دقيق و ممتد جنبه هاي مختلفه زبان است و براي نيل به اين هدف بايد پا را از احتياجات روزمره فراتر گذاشت و دامنه تجارب و مطالعه را چه از لحاظ كميت و چه كيفيت توسعه داد.

2- تسلط به زبان خارجي
تمام مطالبي كه در مورد تسلط به زبان مادري ذكر شد در مورد زبان خارجي نيز صدق مي كند با اين تفاوت كه استفاده روزمره از زبان مادري بدون اينكه ذهن كاملاً نسبت با آن مشعر باشد و همينطور كسب دانش در آن زبان در دوره طولاني زندگي منتج به كسب تسلط و مهارتي مي‌شود كه در مورد زبان خارجي به آساني ميسر نيست مگر اينكه همانگونه فرصتها و شرايط تصادفاً به دست آيد يا تعمداً ايجاد گردد تا شخص بتواند به ذخاير معنوي خود در آن زبان با سرعت و دقت كافي بيفزايد و از اين لحاظ غني و چيره دست گردد.

از اين جهت بايد گفت كه دانستن يك زبان خارجي مانند زبان مادري مستلزم آشنايي به ادبيات و تاريخ و جغرافيا و آداب و رسوم و وضع اجتماعي و سياسي و اقتصادي و تمام جنبه هاي ديگر زندگي آن كشور و سكنه آن است تا مترجم بتواند روحيه و حالات مشخص قومي را كه زبان خارجي معرف آن است دريابد و مفهوم واقعي عبارات و اصطلاحات و تعبيرات و استعارات را تشخيص دهد.

3- تشخيص اختلافات هر دو زبان
البته در موقع مقايسه دو زبان مفاهيمي كشف مي شود كه به علت وجوه مشتركي بين اقوام و نژادها از لحاظ احساسات و قوه دراكه و تعقل و تفكر و ارتباط با طبيعت و محيط و احتياجات مشترك و عمومي انساني وجود دارد. آن مفاهيم يكسان يا دست كم خيلي مشابه مي باشند و اين موضوع راه سنگلاخي ترجمه را تا حدي هموار مي سازد ولي هر تمدن در هر عصر و هر محيط خصوصياتي دارد كه در قالب جملات و اصطلاحات و لغات معيني جنبه‌هاي مختلفه خود را آشكار مي‌سازد و با طرز تشريح مفاهيم يك زبان ديگر فرق دارد مثلاً اغلب در زبان انگليسي حالت تعجب به وسيله استفاده از نام‌هاي گوناگون خداوند يا انبياء و ائمه ادا مي‌شود از قبيل :

GOD HEAVENS ! Holy Moses ! By Jove !

در صورتي كه در زبان فارسي عباراتي از قبيل «خداوندا» و «عجيب است» و «غريب است» به كار مي رود.

یا در ترجمه جمله:

He did his to succeed in the examination.

اگر كلمات يك به يك ترجمه شوند ترجمه آن بدينصورت در مي آيد:
«او انجام داد بهترين را براي موفق شدن در امتحان ».

كه البته جمله مضحكي است در صورتي كه بايد گفت:
«نهايت سعي خود را براي توفيق در امتحان به كار برد.»

در اين جمله غير از محل كلمات، عبارت to do one s best اصطلاحي است كه بايد به صورت واحد ترجمه شود نه به شكل كلمات منفك.

منظور از ترجمه، تشخيص معاني لغات يك جمله و كشف لغات مترادف آن به زبان ديگر نيست چون يك لغت را نمي توان واحد فكر و بيان و نوشتن دانست بلكه واحد فكر جمله است كه در هر زبان قالب ها و حالات معيني دارد و ارزش كلمات تابع محل آنها در اين قالبها است. عدم توجه به اين نكات اغلب باعث مي‌شود كه دانش‌آموز زبان به علت اينكه توجه كافي به يكي از سه شرط مذكور در فوق و ارتباط آنها به يكديگر ندارد در ترجمه مرتكب اشتباهاتي مي‌شود كه محصول زحمت او را نامفهوم و بي ارزش و مضحك جلوه مي‌دهد.

نمونه ديگر اختلافات زبان، معاني مختلف لغات است كه نسبت به متن و نوع مطلب و محل لغت در جمله مفهوم ديگري پيدا مي‌كند و چون بسياري از لطيفه ها و شوخي ها متكي بر مفهوم چند پهلوي يك واژه مي‌باشند ترجمه چنين لطيفه ها مشكل و گاهي غيرممكن مي‌شود.

مثلاً ترجمه كمديهاي شكسپير به همين جهت گاهي بسيار دشوار است و در ترجمه به حكم اجبار مقداري از ظرافت كلام متن اصلي از بين مي رود.

اينگونه اختلافات بين زبان مادري و زبان خارجي مخصوصاً در مورد قواعد دستوري از قبيل شكل و حالت افعال و موارد استعمال آنها، محل كلمات در جمله، جمله هاي ساده و مركب، تغييرات و تشبيهات و ضرب‌المثلها فراوان ديده مي‌شود. ولي با وجود اين اختلافات چون مترجم توجه كافي به مفاهيم كلي و روح مطلب و سبك نويسنده دارد مي‌تواند طوري يك متن را از يك زبان به زبان ديگر ترجمه نمايد كه اصالت آن از بين نرود و اصل امانت رعايت شده باشد.

نكات مهم در ترجمه

در مواردي كه اختلاف زيادي بين طرز بيان يك فكر در دو زبان وجود دارد البته مترجم كوشش مي‌كند تا آنجا كه مقدور است روح و مفهوم اصلي را با همان قالب متن اصلي حفظ كند تا اصالت آن از بين نرود. ولي در برخي موارد مترجم بايد آزادي عمل داشته باشد تا ترجمه را به صورتي پسنديده و قابل قبول به قالب زباني ديگر درآورد از اين بايد گفت كه نكاتي كه مترجم بايد مورد توجه قرار دهد به ترتيب اهميت از اين قرارند :
1- مفهوم كلي و روح و حالات و سبك متن اصلي كه ترجمه مي‌شود.
2- طرز تنظيم مطالب نسبت به مفهوم كلي.
3- قالب جملات آن متن.
4- نوع كلمات و اصطلاحات و تشبيهاتي كه در آن به كار رفته.

البته بهترين ترجمه آن است كه هر چهار نكته در ترجمه متن مورد نظر رعايت شود ولي اينكار هميشه به علت اختلاف دو زبان كه معرف دو تمدن و وضع اجتماعي و طرز فكر مردم دو كشور متفاوت مي‌باشد ميسر نيست. بنابراين آزادي عمل مترجم به ترتيب از انتخاب كلي شروع مي‌شود و بعد به شكل و قالب جمله مي‌رسد و پس از آن مترجم تا حد معيني مي‌تواند در نكته دوم يعني طرز تنظيم مطالب نسبت به مفهوم كلي دخل و تصرف نمايد ولي از آن به ندرت تجاوز مي‌‌کند زيرا اگر مترجم در مفهوم و حالت متن اصلي مداخله كند ترجمه به صورت آزاد در مي‌آيد كه فقط نكات معيني مورد توجه واقع شده و محصول كار بيشتر معرف مترجم است تا نويسنده اصلي، و شباهت بين متن اصلي و ترجمه آن از جنبه كلي و وسيع آن به صورت نسبتاً مبهمي قابل تشخيص است.

دوره دوم در آموزش ترجمه حاوی نکات گرامری و ظریف زبان انگلیسی می‌باشد که دانشجویان با خواندن این دوره به یک دید جامع و کامل نسبت به زبان انگلیسی و جملات کاربردی دست پیدا می‌کنند. در این دوره درس‌هایی مانند جملات مجهول، آینده کامل، جملات ساده با مصدر، جملات ساده با اسم فعل و فاعل، جملات ساده با افعالی نظیر have to و get to ، جملات مرکب، جملات مرکب با حرف ربط، جملات مختلط با تابع اسمی، تابع وصفی و تابع قیدی مورد بحث قرار خواهند گرفت.

مقدمه

در دنیای کنونی ارتباطات به صورت شایسته و منطقی پیش می‌رود. شک نیست که عامل بنیادی این پیشرفت انتشار اندیشه‌ها و انتقال تجربه‌های علمی و فرهنگی است که از طریق “ترجمه” حاصل می‌گردد. از اینروست که سال به سال بر انبوه نوشته‌های ترجمه شده بین زبان های گوناگون و به همین نسبت به شماره دانشجویان رشته ترجمه در سراسر جهان افزوده می‌شود.

منظور از تالیف این مطالب تنها مساعدت به دانشجو برای توفیق در کار کلاسی و امتحان نیست بلکه کسانی که مایلند درکار ترجمه و مترجمی زبان انگلیسی مهارتی کسب کنند می‌توانند از مطالب این دوره به عنوان پایه و مبنای فعالیت خود استفاده کنند.

در تنظیم این دوره مطالب به نحوی طبقه‌بندی شده و به مراحل تدریجی تقسیم گشته و در هر مرحله مثالهای کافی و تمارین فراوان ارائه شده است که امید است کار دانشجو را در تمرین ترجمه سهل نموده و امکان پیشرفت سریعتری را برای او به وجود آورد ولی این نکته به عنوان توصیه ذکر می‌شود که گذشتن از یک مرحله به مرحله دیگر مستلزم تسلط کافی به مرحله قبل است.

آمادگي براي ترجمه

فن ترجمه احتياج به سه چيز دارد:

1- تسلط به زبان مادري
2- تسلط به زبان خارجي
3- مجزا ساختن هر دو زبان از يكديگر از لحاظ اختلافاتي كه بين آنها در مورد قواعد دستوري، لغات و اصطلاحات، ساختمان و حالات و خصوصيات هر كدام از آنها وجود دارد و استفاده از اين خصوصيات براي اينكه ترجمه روان و سليس باشد و در عين حال اصل امانت حفظ شود.

1- تسلط به زبان مادري
منظور از اين تسلط توجه به جنبه هاي مختلفه زبان مادري است. زبان صحبت با زبان نوشتن فرق دارد. صحبت دوستانه و خودماني از بسياري جهات با صحبت رسمي يا مناظره يا سخنراني متفاوت است. زبان عاميانه جنبه‌هاي مخصوص به خود دارد. لهجه هاي محلي نه تنها از لحاظ تلفظ و تجويد و آهنگ واجد مشخصاتي معين است بلكه لغات و جمله بندي و محل كلمات در جمله وضع معيني به خود مي‌گيرد. نوشته هاي قديمي با يبك تازه چه به صورت منظوم و چه منثور تفاوت فاحش دارد و تشخيص سبك هاي مختلف بدون آگاهي از فنون ادبي و صنايع بديعه ميسر نمي‌شود و ارزيابي جنبه هاي زباني بيان با نوشته يك شخص بدون توجه به دستور زبان و جمله بندي این اشكال مختلفه يك جمله و ارزش و مفهوم مشخص كلمات ممكن نيست. يك نامه دوستانه وجه مشرك زيادي با مكاتبه رسمي يا تجارتي ندارد. مقاله يك روزنامه فرق زيادي با انشاء كلاسي يا رساله دانشگاهي يا كتابي كه براي طبقه معيني نوشته شده پيدا مي‌كند.

تكلم به يك زبان تنها بر اساس تولد در يك كشور يا در نتيجه تماس روزانه با مردم و رفع احتياجات عادي زندگي به كسي تسلط و مهارت كافي در زبان مادري نمي‌بخشد كه ادعا كند آن را خوب مي‌داند چون كسب چنين مهارتي مستلزم مطالعه دقيق و ممتد جنبه هاي مختلفه زبان است و براي نيل به اين هدف بايد پا را از احتياجات روزمره فراتر گذاشت و دامنه تجارب و مطالعه را چه از لحاظ كميت و چه كيفيت توسعه داد.

2- تسلط به زبان خارجي
تمام مطالبي كه در مورد تسلط به زبان مادري ذكر شد در مورد زبان خارجي نيز صدق مي كند با اين تفاوت كه استفاده روزمره از زبان مادري بدون اينكه ذهن كاملاً نسبت با آن مشعر باشد و همينطور كسب دانش در آن زبان در دوره طولاني زندگي منتج به كسب تسلط و مهارتي مي‌شود كه در مورد زبان خارجي به آساني ميسر نيست مگر اينكه همانگونه فرصتها و شرايط تصادفاً به دست آيد يا تعمداً ايجاد گردد تا شخص بتواند به ذخاير معنوي خود در آن زبان با سرعت و دقت كافي بيفزايد و از اين لحاظ غني و چيره دست گردد.

از اين جهت بايد گفت كه دانستن يك زبان خارجي مانند زبان مادري مستلزم آشنايي به ادبيات و تاريخ و جغرافيا و آداب و رسوم و وضع اجتماعي و سياسي و اقتصادي و تمام جنبه هاي ديگر زندگي آن كشور و سكنه آن است تا مترجم بتواند روحيه و حالات مشخص قومي را كه زبان خارجي معرف آن است دريابد و مفهوم واقعي عبارات و اصطلاحات و تعبيرات و استعارات را تشخيص دهد.

3- تشخيص اختلافات هر دو زبان
البته در موقع مقايسه دو زبان مفاهيمي كشف مي شود كه به علت وجوه مشتركي بين اقوام و نژادها از لحاظ احساسات و قوه دراكه و تعقل و تفكر و ارتباط با طبيعت و محيط و احتياجات مشترك و عمومي انساني وجود دارد. آن مفاهيم يكسان يا دست كم خيلي مشابه مي باشند و اين موضوع راه سنگلاخي ترجمه را تا حدي هموار مي سازد ولي هر تمدن در هر عصر و هر محيط خصوصياتي دارد كه در قالب جملات و اصطلاحات و لغات معيني جنبه‌هاي مختلفه خود را آشكار مي‌سازد و با طرز تشريح مفاهيم يك زبان ديگر فرق دارد مثلاً اغلب در زبان انگليسي حالت تعجب به وسيله استفاده از نام‌هاي گوناگون خداوند يا انبياء و ائمه ادا مي‌شود از قبيل :

GOD HEAVENS ! Holy Moses ! By Jove !

در صورتي كه در زبان فارسي عباراتي از قبيل «خداوندا» و «عجيب است» و «غريب است» به كار مي رود.

یا در ترجمه جمله:

He did his to succeed in the examination.

اگر كلمات يك به يك ترجمه شوند ترجمه آن بدينصورت در مي آيد:
«او انجام داد بهترين را براي موفق شدن در امتحان ».

كه البته جمله مضحكي است در صورتي كه بايد گفت:
«نهايت سعي خود را براي توفيق در امتحان به كار برد.»

در اين جمله غير از محل كلمات، عبارت to do one s best اصطلاحي است كه بايد به صورت واحد ترجمه شود نه به شكل كلمات منفك.

منظور از ترجمه، تشخيص معاني لغات يك جمله و كشف لغات مترادف آن به زبان ديگر نيست چون يك لغت را نمي توان واحد فكر و بيان و نوشتن دانست بلكه واحد فكر جمله است كه در هر زبان قالب ها و حالات معيني دارد و ارزش كلمات تابع محل آنها در اين قالبها است. عدم توجه به اين نكات اغلب باعث مي‌شود كه دانش‌آموز زبان به علت اينكه توجه كافي به يكي از سه شرط مذكور در فوق و ارتباط آنها به يكديگر ندارد در ترجمه مرتكب اشتباهاتي مي‌شود كه محصول زحمت او را نامفهوم و بي ارزش و مضحك جلوه مي‌دهد.

نمونه ديگر اختلافات زبان، معاني مختلف لغات است كه نسبت به متن و نوع مطلب و محل لغت در جمله مفهوم ديگري پيدا مي‌كند و چون بسياري از لطيفه ها و شوخي ها متكي بر مفهوم چند پهلوي يك واژه مي‌باشند ترجمه چنين لطيفه ها مشكل و گاهي غيرممكن مي‌شود.

مثلاً ترجمه كمديهاي شكسپير به همين جهت گاهي بسيار دشوار است و در ترجمه به حكم اجبار مقداري از ظرافت كلام متن اصلي از بين مي رود.

اينگونه اختلافات بين زبان مادري و زبان خارجي مخصوصاً در مورد قواعد دستوري از قبيل شكل و حالت افعال و موارد استعمال آنها، محل كلمات در جمله، جمله هاي ساده و مركب، تغييرات و تشبيهات و ضرب‌المثلها فراوان ديده مي‌شود. ولي با وجود اين اختلافات چون مترجم توجه كافي به مفاهيم كلي و روح مطلب و سبك نويسنده دارد مي‌تواند طوري يك متن را از يك زبان به زبان ديگر ترجمه نمايد كه اصالت آن از بين نرود و اصل امانت رعايت شده باشد.

نكات مهم در ترجمه

در مواردي كه اختلاف زيادي بين طرز بيان يك فكر در دو زبان وجود دارد البته مترجم كوشش مي‌كند تا آنجا كه مقدور است روح و مفهوم اصلي را با همان قالب متن اصلي حفظ كند تا اصالت آن از بين نرود. ولي در برخي موارد مترجم بايد آزادي عمل داشته باشد تا ترجمه را به صورتي پسنديده و قابل قبول به قالب زباني ديگر درآورد از اين بايد گفت كه نكاتي كه مترجم بايد مورد توجه قرار دهد به ترتيب اهميت از اين قرارند :
1- مفهوم كلي و روح و حالات و سبك متن اصلي كه ترجمه مي‌شود.
2- طرز تنظيم مطالب نسبت به مفهوم كلي.
3- قالب جملات آن متن.
4- نوع كلمات و اصطلاحات و تشبيهاتي كه در آن به كار رفته.

البته بهترين ترجمه آن است كه هر چهار نكته در ترجمه متن مورد نظر رعايت شود ولي اينكار هميشه به علت اختلاف دو زبان كه معرف دو تمدن و وضع اجتماعي و طرز فكر مردم دو كشور متفاوت مي‌باشد ميسر نيست. بنابراين آزادي عمل مترجم به ترتيب از انتخاب كلي شروع مي‌شود و بعد به شكل و قالب جمله مي‌رسد و پس از آن مترجم تا حد معيني مي‌تواند در نكته دوم يعني طرز تنظيم مطالب نسبت به مفهوم كلي دخل و تصرف نمايد ولي از آن به ندرت تجاوز مي‌‌کند زيرا اگر مترجم در مفهوم و حالت متن اصلي مداخله كند ترجمه به صورت آزاد در مي‌آيد كه فقط نكات معيني مورد توجه واقع شده و محصول كار بيشتر معرف مترجم است تا نويسنده اصلي، و شباهت بين متن اصلي و ترجمه آن از جنبه كلي و وسيع آن به صورت نسبتاً مبهمي قابل تشخيص است.

در دوره سوم که ادامه مباحث دوره دوم و تکمیل کننده آن می‌باشد و خواندن آن جهت تکمیل مباحث دوره دوم به دانشجویان پیشنهاد می‌گردد جملات مختلط قیدی مانند قید زمان، قید مکان، قید شرط، قید قصد، قید نتیجه، قید دلیل و علت، توابع قیدی مقایسه ای، توابع قیدی موافقت مشروط می‌باشد. در پایان دوره درس هایی پیچیده‌تر مانند ترجمه جملات طولانی مرکب و مختلط و جملات پیوسته آموزش داده می‌شوند. در پایان دوره دانشجویان قادر به ترجمه جملات طولانی و پیچیده که در بیشتر متون انگلیسی استفاده می‌شود خواهند بود.

مقدمه

در دنیای کنونی ارتباطات به صورت شایسته و منطقی پیش می‌رود. شک نیست که عامل بنیادی این پیشرفت انتشار اندیشه‌ها و انتقال تجربه‌های علمی و فرهنگی است که از طریق “ترجمه” حاصل می‌گردد. از اینروست که سال به سال بر انبوه نوشته‌های ترجمه شده بین زبان های گوناگون و به همین نسبت به شماره دانشجویان رشته ترجمه در سراسر جهان افزوده می‌شود.

منظور از تالیف این مطالب تنها مساعدت به دانشجو برای توفیق در کار کلاسی و امتحان نیست بلکه کسانی که مایلند درکار ترجمه و مترجمی زبان انگلیسی مهارتی کسب کنند می‌توانند از مطالب این دوره به عنوان پایه و مبنای فعالیت خود استفاده کنند.

در تنظیم این دوره مطالب به نحوی طبقه‌بندی شده و به مراحل تدریجی تقسیم گشته و در هر مرحله مثالهای کافی و تمارین فراوان ارائه شده است که امید است کار دانشجو را در تمرین ترجمه سهل نموده و امکان پیشرفت سریعتری را برای او به وجود آورد ولی این نکته به عنوان توصیه ذکر می‌شود که گذشتن از یک مرحله به مرحله دیگر مستلزم تسلط کافی به مرحله قبل است.

آمادگي براي ترجمه

فن ترجمه احتياج به سه چيز دارد:

1- تسلط به زبان مادري
2- تسلط به زبان خارجي
3- مجزا ساختن هر دو زبان از يكديگر از لحاظ اختلافاتي كه بين آنها در مورد قواعد دستوري، لغات و اصطلاحات، ساختمان و حالات و خصوصيات هر كدام از آنها وجود دارد و استفاده از اين خصوصيات براي اينكه ترجمه روان و سليس باشد و در عين حال اصل امانت حفظ شود.

1- تسلط به زبان مادري
منظور از اين تسلط توجه به جنبه هاي مختلفه زبان مادري است. زبان صحبت با زبان نوشتن فرق دارد. صحبت دوستانه و خودماني از بسياري جهات با صحبت رسمي يا مناظره يا سخنراني متفاوت است. زبان عاميانه جنبه‌هاي مخصوص به خود دارد. لهجه هاي محلي نه تنها از لحاظ تلفظ و تجويد و آهنگ واجد مشخصاتي معين است بلكه لغات و جمله بندي و محل كلمات در جمله وضع معيني به خود مي‌گيرد. نوشته هاي قديمي با يبك تازه چه به صورت منظوم و چه منثور تفاوت فاحش دارد و تشخيص سبك هاي مختلف بدون آگاهي از فنون ادبي و صنايع بديعه ميسر نمي‌شود و ارزيابي جنبه هاي زباني بيان با نوشته يك شخص بدون توجه به دستور زبان و جمله بندي این اشكال مختلفه يك جمله و ارزش و مفهوم مشخص كلمات ممكن نيست. يك نامه دوستانه وجه مشرك زيادي با مكاتبه رسمي يا تجارتي ندارد. مقاله يك روزنامه فرق زيادي با انشاء كلاسي يا رساله دانشگاهي يا كتابي كه براي طبقه معيني نوشته شده پيدا مي‌كند.

تكلم به يك زبان تنها بر اساس تولد در يك كشور يا در نتيجه تماس روزانه با مردم و رفع احتياجات عادي زندگي به كسي تسلط و مهارت كافي در زبان مادري نمي‌بخشد كه ادعا كند آن را خوب مي‌داند چون كسب چنين مهارتي مستلزم مطالعه دقيق و ممتد جنبه هاي مختلفه زبان است و براي نيل به اين هدف بايد پا را از احتياجات روزمره فراتر گذاشت و دامنه تجارب و مطالعه را چه از لحاظ كميت و چه كيفيت توسعه داد.

2- تسلط به زبان خارجي
تمام مطالبي كه در مورد تسلط به زبان مادري ذكر شد در مورد زبان خارجي نيز صدق مي كند با اين تفاوت كه استفاده روزمره از زبان مادري بدون اينكه ذهن كاملاً نسبت با آن مشعر باشد و همينطور كسب دانش در آن زبان در دوره طولاني زندگي منتج به كسب تسلط و مهارتي مي‌شود كه در مورد زبان خارجي به آساني ميسر نيست مگر اينكه همانگونه فرصتها و شرايط تصادفاً به دست آيد يا تعمداً ايجاد گردد تا شخص بتواند به ذخاير معنوي خود در آن زبان با سرعت و دقت كافي بيفزايد و از اين لحاظ غني و چيره دست گردد.

از اين جهت بايد گفت كه دانستن يك زبان خارجي مانند زبان مادري مستلزم آشنايي به ادبيات و تاريخ و جغرافيا و آداب و رسوم و وضع اجتماعي و سياسي و اقتصادي و تمام جنبه هاي ديگر زندگي آن كشور و سكنه آن است تا مترجم بتواند روحيه و حالات مشخص قومي را كه زبان خارجي معرف آن است دريابد و مفهوم واقعي عبارات و اصطلاحات و تعبيرات و استعارات را تشخيص دهد.

3- تشخيص اختلافات هر دو زبان
البته در موقع مقايسه دو زبان مفاهيمي كشف مي شود كه به علت وجوه مشتركي بين اقوام و نژادها از لحاظ احساسات و قوه دراكه و تعقل و تفكر و ارتباط با طبيعت و محيط و احتياجات مشترك و عمومي انساني وجود دارد. آن مفاهيم يكسان يا دست كم خيلي مشابه مي باشند و اين موضوع راه سنگلاخي ترجمه را تا حدي هموار مي سازد ولي هر تمدن در هر عصر و هر محيط خصوصياتي دارد كه در قالب جملات و اصطلاحات و لغات معيني جنبه‌هاي مختلفه خود را آشكار مي‌سازد و با طرز تشريح مفاهيم يك زبان ديگر فرق دارد مثلاً اغلب در زبان انگليسي حالت تعجب به وسيله استفاده از نام‌هاي گوناگون خداوند يا انبياء و ائمه ادا مي‌شود از قبيل :

GOD HEAVENS ! Holy Moses ! By Jove !

در صورتي كه در زبان فارسي عباراتي از قبيل «خداوندا» و «عجيب است» و «غريب است» به كار مي رود.

یا در ترجمه جمله:

He did his to succeed in the examination.

اگر كلمات يك به يك ترجمه شوند ترجمه آن بدينصورت در مي آيد:
«او انجام داد بهترين را براي موفق شدن در امتحان ».

كه البته جمله مضحكي است در صورتي كه بايد گفت:
«نهايت سعي خود را براي توفيق در امتحان به كار برد.»

در اين جمله غير از محل كلمات، عبارت to do one s best اصطلاحي است كه بايد به صورت واحد ترجمه شود نه به شكل كلمات منفك.

منظور از ترجمه، تشخيص معاني لغات يك جمله و كشف لغات مترادف آن به زبان ديگر نيست چون يك لغت را نمي توان واحد فكر و بيان و نوشتن دانست بلكه واحد فكر جمله است كه در هر زبان قالب ها و حالات معيني دارد و ارزش كلمات تابع محل آنها در اين قالبها است. عدم توجه به اين نكات اغلب باعث مي‌شود كه دانش‌آموز زبان به علت اينكه توجه كافي به يكي از سه شرط مذكور در فوق و ارتباط آنها به يكديگر ندارد در ترجمه مرتكب اشتباهاتي مي‌شود كه محصول زحمت او را نامفهوم و بي ارزش و مضحك جلوه مي‌دهد.

نمونه ديگر اختلافات زبان، معاني مختلف لغات است كه نسبت به متن و نوع مطلب و محل لغت در جمله مفهوم ديگري پيدا مي‌كند و چون بسياري از لطيفه ها و شوخي ها متكي بر مفهوم چند پهلوي يك واژه مي‌باشند ترجمه چنين لطيفه ها مشكل و گاهي غيرممكن مي‌شود.

مثلاً ترجمه كمديهاي شكسپير به همين جهت گاهي بسيار دشوار است و در ترجمه به حكم اجبار مقداري از ظرافت كلام متن اصلي از بين مي رود.

اينگونه اختلافات بين زبان مادري و زبان خارجي مخصوصاً در مورد قواعد دستوري از قبيل شكل و حالت افعال و موارد استعمال آنها، محل كلمات در جمله، جمله هاي ساده و مركب، تغييرات و تشبيهات و ضرب‌المثلها فراوان ديده مي‌شود. ولي با وجود اين اختلافات چون مترجم توجه كافي به مفاهيم كلي و روح مطلب و سبك نويسنده دارد مي‌تواند طوري يك متن را از يك زبان به زبان ديگر ترجمه نمايد كه اصالت آن از بين نرود و اصل امانت رعايت شده باشد.

نكات مهم در ترجمه

در مواردي كه اختلاف زيادي بين طرز بيان يك فكر در دو زبان وجود دارد البته مترجم كوشش مي‌كند تا آنجا كه مقدور است روح و مفهوم اصلي را با همان قالب متن اصلي حفظ كند تا اصالت آن از بين نرود. ولي در برخي موارد مترجم بايد آزادي عمل داشته باشد تا ترجمه را به صورتي پسنديده و قابل قبول به قالب زباني ديگر درآورد از اين بايد گفت كه نكاتي كه مترجم بايد مورد توجه قرار دهد به ترتيب اهميت از اين قرارند :
1- مفهوم كلي و روح و حالات و سبك متن اصلي كه ترجمه مي‌شود.
2- طرز تنظيم مطالب نسبت به مفهوم كلي.
3- قالب جملات آن متن.
4- نوع كلمات و اصطلاحات و تشبيهاتي كه در آن به كار رفته.

البته بهترين ترجمه آن است كه هر چهار نكته در ترجمه متن مورد نظر رعايت شود ولي اينكار هميشه به علت اختلاف دو زبان كه معرف دو تمدن و وضع اجتماعي و طرز فكر مردم دو كشور متفاوت مي‌باشد ميسر نيست. بنابراين آزادي عمل مترجم به ترتيب از انتخاب كلي شروع مي‌شود و بعد به شكل و قالب جمله مي‌رسد و پس از آن مترجم تا حد معيني مي‌تواند در نكته دوم يعني طرز تنظيم مطالب نسبت به مفهوم كلي دخل و تصرف نمايد ولي از آن به ندرت تجاوز مي‌‌کند زيرا اگر مترجم در مفهوم و حالت متن اصلي مداخله كند ترجمه به صورت آزاد در مي‌آيد كه فقط نكات معيني مورد توجه واقع شده و محصول كار بيشتر معرف مترجم است تا نويسنده اصلي، و شباهت بين متن اصلي و ترجمه آن از جنبه كلي و وسيع آن به صورت نسبتاً مبهمي قابل تشخيص است.

در دوره چهارم به موضوعاتی پیچیده و کاربردی می پردازیم که می توان گفت هدف و نتیجه نهایی و کاربرد آموزش های دوره های پیشین می باشد. در این دوره ترجمه داستانها، قطعات منثور و منظوم اشعار هنری، مکاتبات دوستانه، رسمی، اداری و تجاری آموزش داده می شوند. با یادگیری این دوره برقراری ارتباط با افراد، موسسات، و سازمانهای بین‌المللی که امروزه اجتناب ناپذیر به نظر می رسد مقدور می باشد.
این دوره بخش پایانی آموزش ترجمه می باشد و در پایان این بخش دانشجویان عزیز تمام فنون و تکنیک های ترجمه را فرا گرفته و انتظار می رود قادر به ترجمه و ویرایش تمام انواع متون باشند.

مقدمه

در دنیای کنونی ارتباطات به صورت شایسته و منطقی پیش می‌رود. شک نیست که عامل بنیادی این پیشرفت انتشار اندیشه‌ها و انتقال تجربه‌های علمی و فرهنگی است که از طریق “ترجمه” حاصل می‌گردد. از اینروست که سال به سال بر انبوه نوشته‌های ترجمه شده بین زبان های گوناگون و به همین نسبت به شماره دانشجویان رشته ترجمه در سراسر جهان افزوده می‌شود.

منظور از تالیف این مطالب تنها مساعدت به دانشجو برای توفیق در کار کلاسی و امتحان نیست بلکه کسانی که مایلند درکار ترجمه و مترجمی زبان انگلیسی مهارتی کسب کنند می‌توانند از مطالب این دوره به عنوان پایه و مبنای فعالیت خود استفاده کنند.

در تنظیم این دوره مطالب به نحوی طبقه‌بندی شده و به مراحل تدریجی تقسیم گشته و در هر مرحله مثالهای کافی و تمارین فراوان ارائه شده است که امید است کار دانشجو را در تمرین ترجمه سهل نموده و امکان پیشرفت سریعتری را برای او به وجود آورد ولی این نکته به عنوان توصیه ذکر می‌شود که گذشتن از یک مرحله به مرحله دیگر مستلزم تسلط کافی به مرحله قبل است.

آمادگي براي ترجمه

فن ترجمه احتياج به سه چيز دارد:

1- تسلط به زبان مادري
2- تسلط به زبان خارجي
3- مجزا ساختن هر دو زبان از يكديگر از لحاظ اختلافاتي كه بين آنها در مورد قواعد دستوري، لغات و اصطلاحات، ساختمان و حالات و خصوصيات هر كدام از آنها وجود دارد و استفاده از اين خصوصيات براي اينكه ترجمه روان و سليس باشد و در عين حال اصل امانت حفظ شود.

1- تسلط به زبان مادري
منظور از اين تسلط توجه به جنبه هاي مختلفه زبان مادري است. زبان صحبت با زبان نوشتن فرق دارد. صحبت دوستانه و خودماني از بسياري جهات با صحبت رسمي يا مناظره يا سخنراني متفاوت است. زبان عاميانه جنبه‌هاي مخصوص به خود دارد. لهجه هاي محلي نه تنها از لحاظ تلفظ و تجويد و آهنگ واجد مشخصاتي معين است بلكه لغات و جمله بندي و محل كلمات در جمله وضع معيني به خود مي‌گيرد. نوشته هاي قديمي با يبك تازه چه به صورت منظوم و چه منثور تفاوت فاحش دارد و تشخيص سبك هاي مختلف بدون آگاهي از فنون ادبي و صنايع بديعه ميسر نمي‌شود و ارزيابي جنبه هاي زباني بيان با نوشته يك شخص بدون توجه به دستور زبان و جمله بندي این اشكال مختلفه يك جمله و ارزش و مفهوم مشخص كلمات ممكن نيست. يك نامه دوستانه وجه مشرك زيادي با مكاتبه رسمي يا تجارتي ندارد. مقاله يك روزنامه فرق زيادي با انشاء كلاسي يا رساله دانشگاهي يا كتابي كه براي طبقه معيني نوشته شده پيدا مي‌كند.

تكلم به يك زبان تنها بر اساس تولد در يك كشور يا در نتيجه تماس روزانه با مردم و رفع احتياجات عادي زندگي به كسي تسلط و مهارت كافي در زبان مادري نمي‌بخشد كه ادعا كند آن را خوب مي‌داند چون كسب چنين مهارتي مستلزم مطالعه دقيق و ممتد جنبه هاي مختلفه زبان است و براي نيل به اين هدف بايد پا را از احتياجات روزمره فراتر گذاشت و دامنه تجارب و مطالعه را چه از لحاظ كميت و چه كيفيت توسعه داد.

2- تسلط به زبان خارجي
تمام مطالبي كه در مورد تسلط به زبان مادري ذكر شد در مورد زبان خارجي نيز صدق مي كند با اين تفاوت كه استفاده روزمره از زبان مادري بدون اينكه ذهن كاملاً نسبت با آن مشعر باشد و همينطور كسب دانش در آن زبان در دوره طولاني زندگي منتج به كسب تسلط و مهارتي مي‌شود كه در مورد زبان خارجي به آساني ميسر نيست مگر اينكه همانگونه فرصتها و شرايط تصادفاً به دست آيد يا تعمداً ايجاد گردد تا شخص بتواند به ذخاير معنوي خود در آن زبان با سرعت و دقت كافي بيفزايد و از اين لحاظ غني و چيره دست گردد.

از اين جهت بايد گفت كه دانستن يك زبان خارجي مانند زبان مادري مستلزم آشنايي به ادبيات و تاريخ و جغرافيا و آداب و رسوم و وضع اجتماعي و سياسي و اقتصادي و تمام جنبه هاي ديگر زندگي آن كشور و سكنه آن است تا مترجم بتواند روحيه و حالات مشخص قومي را كه زبان خارجي معرف آن است دريابد و مفهوم واقعي عبارات و اصطلاحات و تعبيرات و استعارات را تشخيص دهد.

3- تشخيص اختلافات هر دو زبان
البته در موقع مقايسه دو زبان مفاهيمي كشف مي شود كه به علت وجوه مشتركي بين اقوام و نژادها از لحاظ احساسات و قوه دراكه و تعقل و تفكر و ارتباط با طبيعت و محيط و احتياجات مشترك و عمومي انساني وجود دارد. آن مفاهيم يكسان يا دست كم خيلي مشابه مي باشند و اين موضوع راه سنگلاخي ترجمه را تا حدي هموار مي سازد ولي هر تمدن در هر عصر و هر محيط خصوصياتي دارد كه در قالب جملات و اصطلاحات و لغات معيني جنبه‌هاي مختلفه خود را آشكار مي‌سازد و با طرز تشريح مفاهيم يك زبان ديگر فرق دارد مثلاً اغلب در زبان انگليسي حالت تعجب به وسيله استفاده از نام‌هاي گوناگون خداوند يا انبياء و ائمه ادا مي‌شود از قبيل :

GOD HEAVENS ! Holy Moses ! By Jove !

در صورتي كه در زبان فارسي عباراتي از قبيل «خداوندا» و «عجيب است» و «غريب است» به كار مي رود.

یا در ترجمه جمله:

He did his to succeed in the examination.

اگر كلمات يك به يك ترجمه شوند ترجمه آن بدينصورت در مي آيد:
«او انجام داد بهترين را براي موفق شدن در امتحان ».

كه البته جمله مضحكي است در صورتي كه بايد گفت:
«نهايت سعي خود را براي توفيق در امتحان به كار برد.»

در اين جمله غير از محل كلمات، عبارت to do one s best اصطلاحي است كه بايد به صورت واحد ترجمه شود نه به شكل كلمات منفك.

منظور از ترجمه، تشخيص معاني لغات يك جمله و كشف لغات مترادف آن به زبان ديگر نيست چون يك لغت را نمي توان واحد فكر و بيان و نوشتن دانست بلكه واحد فكر جمله است كه در هر زبان قالب ها و حالات معيني دارد و ارزش كلمات تابع محل آنها در اين قالبها است. عدم توجه به اين نكات اغلب باعث مي‌شود كه دانش‌آموز زبان به علت اينكه توجه كافي به يكي از سه شرط مذكور در فوق و ارتباط آنها به يكديگر ندارد در ترجمه مرتكب اشتباهاتي مي‌شود كه محصول زحمت او را نامفهوم و بي ارزش و مضحك جلوه مي‌دهد.

نمونه ديگر اختلافات زبان، معاني مختلف لغات است كه نسبت به متن و نوع مطلب و محل لغت در جمله مفهوم ديگري پيدا مي‌كند و چون بسياري از لطيفه ها و شوخي ها متكي بر مفهوم چند پهلوي يك واژه مي‌باشند ترجمه چنين لطيفه ها مشكل و گاهي غيرممكن مي‌شود.

مثلاً ترجمه كمديهاي شكسپير به همين جهت گاهي بسيار دشوار است و در ترجمه به حكم اجبار مقداري از ظرافت كلام متن اصلي از بين مي رود.

اينگونه اختلافات بين زبان مادري و زبان خارجي مخصوصاً در مورد قواعد دستوري از قبيل شكل و حالت افعال و موارد استعمال آنها، محل كلمات در جمله، جمله هاي ساده و مركب، تغييرات و تشبيهات و ضرب‌المثلها فراوان ديده مي‌شود. ولي با وجود اين اختلافات چون مترجم توجه كافي به مفاهيم كلي و روح مطلب و سبك نويسنده دارد مي‌تواند طوري يك متن را از يك زبان به زبان ديگر ترجمه نمايد كه اصالت آن از بين نرود و اصل امانت رعايت شده باشد.

نكات مهم در ترجمه

در مواردي كه اختلاف زيادي بين طرز بيان يك فكر در دو زبان وجود دارد البته مترجم كوشش مي‌كند تا آنجا كه مقدور است روح و مفهوم اصلي را با همان قالب متن اصلي حفظ كند تا اصالت آن از بين نرود. ولي در برخي موارد مترجم بايد آزادي عمل داشته باشد تا ترجمه را به صورتي پسنديده و قابل قبول به قالب زباني ديگر درآورد از اين بايد گفت كه نكاتي كه مترجم بايد مورد توجه قرار دهد به ترتيب اهميت از اين قرارند :
1- مفهوم كلي و روح و حالات و سبك متن اصلي كه ترجمه مي‌شود.
2- طرز تنظيم مطالب نسبت به مفهوم كلي.
3- قالب جملات آن متن.
4- نوع كلمات و اصطلاحات و تشبيهاتي كه در آن به كار رفته.

البته بهترين ترجمه آن است كه هر چهار نكته در ترجمه متن مورد نظر رعايت شود ولي اينكار هميشه به علت اختلاف دو زبان كه معرف دو تمدن و وضع اجتماعي و طرز فكر مردم دو كشور متفاوت مي‌باشد ميسر نيست. بنابراين آزادي عمل مترجم به ترتيب از انتخاب كلي شروع مي‌شود و بعد به شكل و قالب جمله مي‌رسد و پس از آن مترجم تا حد معيني مي‌تواند در نكته دوم يعني طرز تنظيم مطالب نسبت به مفهوم كلي دخل و تصرف نمايد ولي از آن به ندرت تجاوز مي‌‌کند زيرا اگر مترجم در مفهوم و حالت متن اصلي مداخله كند ترجمه به صورت آزاد در مي‌آيد كه فقط نكات معيني مورد توجه واقع شده و محصول كار بيشتر معرف مترجم است تا نويسنده اصلي، و شباهت بين متن اصلي و ترجمه آن از جنبه كلي و وسيع آن به صورت نسبتاً مبهمي قابل تشخيص است.

دیدگاهتان را بنویسید

آدرس ما در گوگل

آدرس دفتر مرکزی

شيراز - خیابان فلسطین - چهارراه حکیمی - موسسه چشم انداز هزاره سوم ملل
تلفن:07132320953-07132320721
09382252774
Address: P.O.Box 71555-1111, Shiraz, IRAN
No. 3, 4th Floor, Sadaf Building, Beside of the Pars International Hotel, Zand Blvd.,Shiraz, IRAN
E-Mail: sjavizadeh@yahoo.com